مجنون...
روزی مجنون از سجاده شخصی که در حال نماز بود عبور کرد.. مرد نمازش را شکست و گفت : مردک من در حال راز و نیاز با خدای خویش بودم مجنون با لبخند گفت : من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم !!!!! تو عاشق خدایی و مرا دیدی !!!!!
[ یادداشت ثابت - چهارشنبه 92/10/19 ] [ 6:32 عصر ] [ تینا... ]
[ نظر
]